۱۱/۳۰/۱۳۹۰

این ویدیوی رضا علیجانی پیرامون اتحاد و همکاری نیروهای مخالف، برای کنگره و بحث آلترناتیو سازی رو حتما ببینید واقعا عین یک کلاس درسه! اگرچه به تحقق چنین ایده هایی خصوصا در کوتاه مدت اعتقادی ندارم ولی از بسیار نکات مطرح شده، در این سخنرانی لذت بردم و بعد از مدتها صحبتهای معقول و درست و حسابی شنیدم

۱۱/۲۶/۱۳۹۰

گفتگویی خودمانی پیرامون امروز 25 بهمن

من امروز با چند نفر از دوستانم که به راهپیمایی رفته بودند صحبت کردم، قریب به اتفاق می گفتند تعداد راهپیمایی کنندگان زیاد و غیر قابل انتظار بود اما مجال بهم پیوستن نبود! تجربه ای که من و بسیاری دیگر آنرا بارها پشت سر گذاشته ایم و با اینکه در یک تجمع زیاد بودیم ولی نادیده گرفته شدیم چون نتوانستیم بهم بپیوندیم! در این مورد چند نکته به نظرم می رسه : اول، متاسفانه ما تا در تظاهراتها گاز اشک آور زده نشه و تا درگیری نشه، تا کسی، کسی رو دنبال نکنه، عادت نداریم بگیم مردم حضور داشتند یا زیاد بودند یا موفق شدند. مردم امروز بودند، حضورشون هم قابل توجه بوده، اما این اتفاقات مورد علاقه ما ( گاز اشک آور و . .. ) نیافتاده یا هنوز فیلم یا سندی بیرون نیامده، ولی این دلیل شکست خوردن اینطور مبارزات نیست! دوم، با این همه نیروهای سرکوبگر بسیج، نیروی انتظامی و این جو اختناق و خفقان کسانیکه حداقل حضور هزاران نفر رو نادیده می گیرند، به نظر من ظلم و بی انصافی می کنند به کسانی که در بدترین شرایط ( نا امیدی، از همه مهمتر آیه یاس خونی و غر غر کردن امثال ماها، که مدام تزریق می کنیم نمی شه، فایده نداره و ... ) اومدند و خودشون رو برای هر هزینه ای آماده کردند. والا اگه دوتا از ماها در جنبش مردم سوریه بودیم و اینجوری تزریق ناامیدی می کردیم، الان صد بار اعتراضات مردم سوریه شکست خورده بود. مطمئنم خیلی از مردم ، علیرغم اینکه می دونستند نمی تونند با این تجمع به آزادی و دموکراسی برسند ( بر خلاف انتظار برخی از ما!!!!!!)، ولی باز اومدند تا وظیفه شهروندی خودشون رو ادا کنند. بد نیست یه خورده ما از این مردم، یاد بگیریم و اینطوری نباشه که تا یک حرکتی پیروزیش تضمین شده نباشه و صدرصد موفقیتش به چشم نیاد، ازش حمایت نکنیم !! مبادا که فردا از اعتبار سیاسیمون کم بشه!! سوم، فرض کنیم هیچ کسی نیومده و پیش بینی دوستانیکه می گفتند هیچ خبری نمی شه و ایراد می گرفتند که چنین و چنان، درست از آب در اومده! به نظر شما وقتش نیست رو کنید که برنامه اتون بعد از این پیش بینی تاریخی، چیه؟ اینکه بالا سر هر حرکت و تلاشی بایستیم و فقط نقاط ضعفش رو بگیم و تیکه بندازیم و. . . که کاری از پیش نمی ره یادمون نره ما صد ساله برای آزادی و دموکراسی تلاش می کنیم و هنوز هم به اون نرسیدیم، در این صد سال هم، پیش بینی همه کسانیکه در هر مقطعی می گفتند نمی شه و فایده نداره همیشه درست از آب در اومده!!! به نظرتون بهتر نیست جزو این دست پیشگوها نباشیم چهارم، من خودم مثل شما پیشتاز انتقاد به اصلاح طلبها، شورای راه سبز امید و . .. ( نداشتن برنامه منسجم و فلج کننده، رفتارهای باندی، عدام موضع گیری مناسب به دهه اول انقلاب و خمینی و . . .) هستم! البته دهها بار همین نقد ها و انتقادها، بر انتقاد کنندگان، بر خود ما و بر همه اپوزوسیون وارد است. دوستانیکه به انتقاد و تخریب اصلاح طلبها مشغولند، برنامه شون چیه؟ چی کار می خوان کنند؟ واقعیت اینکه اپوزوسیون جز شهرام همایون تا بحال در داخل ایران هیچ چالش عمده و قابل توجهی علیه جمهوری اسلامی انجام نداده. به نظر شما به غیر از این سی و چند سال باید باز هم منتظر بود تا شاید نیروهایی غیر از اصلاح طلبها ( یعنی اپوزوسیون) بتونند بسیج بشوند و کاری کنند؟ به نظر شما باید ایستاد تا یک کنگره ملی شکل بگیره، و یک کار بی نقص و ایده الی بوجود بیاید که قابلیت پرستش داشته باشه، بعد حرکت کرد و همه بریم پشتش!! به نظر من هیچ گاه نه رهبری ایده ال پیدا خواهد شد نه گروه و سازمانی دلخواه، البته همین بهتر که هیچ وقت پیدا نشه که امکان خمینی سازی مجدد پیش بیاد. اگرچه حامیان این تجمع صرفا از طرفداران اصلاح طلب نبودند و جای بحث زیادی در این مورد هست!! در آخر اینکه فراموش نکنیم چه بخواهیم و چه نخواهیم اصلاح طلبها امروز عمده ترین نیرویی هستند که علیرغم همه نقدها، توانایی ایستادگی در برابر جمهوری اسلامی رو دارند! چرا این توان و پتانسیل رو باید از خودمون سلب کنیم!!!! کاوه شیرزاد

۱۱/۲۰/۱۳۹۰

فیلم -مستند " انتخابات، فرصتی علیه دیکتاتوری "

چگونه می توان انتخابات را به فرصتی علیه دیکتاتوری تبدیل کرد یا آنها را وادار به عقب نشینی یا ترک قدرت کرد. این موضوعی است که در این فیلم - مستند آموزشی به آن پرداخته می شود. در این مستند تجربیات کشورهای موفقی که توانسته اند در برهه انتخابات، دیکتاتورها را وادار به تسلیم کنند، مورد بررسی قرار گرفته و به کنشها و فعالیتهای مدنی ای که می تواند به پیروزی تحول خواهان یاری رساند، پرداخته می شود. این فیلم مستند را ببینید

۱۰/۲۸/۱۳۹۰

برهنگی گشیفته فراهانی و تصورات من

برخوردهای متفاوت، با تصاویر گلشیفته فراهانی، علیا ماجده دختر مصری و چند ایرانی ای که در حمایت از علیا ماجده تصاویر لخت خودشون رو برروی اینترنت قرار دادند، خیلی برام جالبه! این موارد به ذهنم می رسه ! نقش زیبایی در تابو شکنی! بازخوانی چندین باره تعریف حق، درجه آزادی و حدود و ثغور آن! ( به هزاران روایت ) جدال با برخی از تعصبات و آن لاین کردن نتیجه آن! آزاد سازی قسمتی از تعصبات! ( به نفع گلشیفته فراهانی) انسانها تابو را می شکنند یا تابوها انسان را! گلشیفته سردار ملی در مبارزه با اسلام متعصب! ( نحوه اسطوره سازی )

۱۰/۲۷/۱۳۹۰

تحقیر ملتهای دیگر و دعوت به جشن افغانیها

دیشب به جشن افغانیها در شهر دیژون دعوت شدیم. در این جشن ها هر خانواده غذایی درست می کنه و در اختیار همگان قرار میده مثل نمایشگاه غذا می مونه که از همه غذاهای خوشمزه میشه خورد و لذت برد. بعد از غذا، دو نوازنده افغان موسیقی کلاسیک اجرا کردند و و بعد هم رقص و شادی استاد دانشگاه و بی سواد، سرمایه دار و فقیر بعضا با لباسهای زیبای افغانی هم در کنار هم!! اول اینکه واقعا تعجب برانگیزه که این همه در ایران با این دوستان افغانی بدرفتاری میشه که آدم از گفتنش شرم می کنه اما این دوستان همیشه این همه به ما احترام می ذارند، لحظه ای برای من قابل تصور نیست که در فرانسه همون برخوردی رو با ما کنند که ما با افغانیها می کنیم!! دوم اینکه، ای کاش ما ایرانیها هم می تونستیم چنین جشن هایی رو فارغ از حاشیه و حرف و حدیث برگزار کنیم !!! متاسفانه تجمعات و جشن های ایرانیان خصوصا در خارج از کشور مقطعی و موقته که بعد از مدتی عمدتا متلاشی میشه!!! سوم اینکه، بعد از بهار عرب کم کم یاد گرفتیم در تمسخر اعراب احتیاط کنیم و از غرور ایرانی بودن و . . . کمی فاصله بگیریم!! امیدوارم قبل از اینکه کم کم یاد بگیریم در رفتارمون با افغانها هم باید احتیاط کنیم، بفهمیم که ما هم فارغ از نژاد، تیره و تبار انسانیم نه یک کلمه بیشتر و نه کمتر !!! بودن در کلاسهای مختلف با انبوهی از مردم کشورهای مختلف به من این درس رو داده که هر کدوم از ما می تونستیم یه افغانی، بنگلادشی، عرب، آفریقایی و . .. باشیم یا برعکس واقعیت اینه که بعضی از ملیتها یا ملتها بخاطر تجربیات تاریخی، جغرافیایی، منابع طبیعی و غیره، از نظر فرهنگی مسیر متفاوتی رو طی کردند و به زعم ما، بی فرهنگ با با فرهنگ و . . . شدند!!!!! در عصر جهانی شدن، اینطور چیزها در هیچ کدوم از ما نباید توهم برتری داشتن بر دیگر تیره ها و اقوام و ملتها رو تولید کنه!!!!

۱۰/۲۱/۱۳۹۰

در مورد راهپیمایی روز 25 خرداد و سخنرانی میر حسین موسوی

یادآور روزهایی پر از نشاط و امید هر چند همیشه برایم ابهام داشت که چرا ملت هیجان زده، اجازه ادامه سخنرانی را به موسوی ندادند و احساسات خودشون رو کنترل نکردند! راستش بعضی موقعها افسوس می خورم از این رفتارها فکر کنم مردم می خواستند برای هر کلمه موسوی نظر بدن، حتی کلماتی که هنوز نگفته بود و باید می گفت!! امیدوارم انتخابات پیشرو، مردم بجای انفعال یکبار دیگه برای آزادی و دموکراسی تلاش کنند و ایندفعه نتیجه ای مناسب بگیرند.

۱۰/۱۲/۱۳۹۰

تئاتر ملی در کره شمالی پس از مرگ رهبر آن

روزی یک بازیگران حرفه ای تئاتر ایتالیا به اصفهان می رود، در حال گشتن در بازار فرش فروشها، فردی نوحه خوان که افرادی حول او حلقه زده و همگی گریه و شیون می کنند توجهش را جلب می کند
موضوع برایش جالب می شود و برای اینکه حال روز آنها را بفهمد کنار آنها می نشیند و سرش را پایین می اندازد و می کوشد مانند آنها گریه کند 
اما هر چه می کوشد موفق نمی شود 
در این هنگام یکی از بازاریان که کنار او نشسته بود، بدون اینکه بلند شود به او نزدیک می شود و گریه کنان می پرسد شما خارجی هستید؟ اومدید اینجا فرش بخرید و سوالهایش را یکی پس از دیگری ادامه می دهد
نراقی در کتاب جامعه شناسی خودمانی از قول این مرد می نویسد:
ایرانیان بازیگران قابلی هستند و بازی کردن در خونشان است ، من با آنکه بارها در صحنه های مختلف گریه کرده بودم نمی دانم چرا آنروز نتوانستم گریه کنم!!!

دیدن صحنه های گریه اهالی کره شمالی مرا به یاد این کتاب انداخت
انگار همه مردم کره شمالی در تئاتری ملی شرکت کرده و مشغول به ایفای نقش هستند