۳/۲۳/۱۳۹۱
خاطره ای به مناسبت سومین سالگرد پر افتخار "جنبش سبز"
این ویدیو مربوط به هشتم مردادماه، چهلمین روز شهادت ندا آقا سلطان و شهدای جنبش سبز است. در این روز تمام ایستگاههای متروی نزدیک مصلی تهران، مصدود شده بود، بنابراین به اتفاق کسانیکه قصد رفتن به مصلا - محل برگزاری مراسم چهلمین روز شهادت ندا آقا سلطان - رو داشتند، در ایستگاه شهید همت پیاده شدیم و در طول اتوبان، پیاده به سمت مصلی حرکت کردیم. اول تعدادمون زیاد نبود اما رفته رفته با وی کردن دست ها و بوق زدن ماشینها جمعیتمون بیشتر شد و بعد از نیم ساعتی راهپیمایی در حین خواندن سرود یار دبستانی و سرود ای ایران ای مرز پرگهر به چند صد نفر رسیدیم.
در اون لحظات که در نتیجه کنار هم بودن، طعم آزادی رو بیشتر حس می کردیم، شعار "زنده باد آزادی" که دست مایه برخی از جنبشهای آزادیخواهانه در اروپا و آمریکا بود، مدام به یادم می اومد. بنابراین انرو فریاد کردم که با اقبال خوبی مواجه شد، همین موضوع خاطره ای به یاد موندنی در ذهن من ایجاد کرد.
حدود نیم ساعتی از راهپیمایی ما نگذشته بود که به دسته های چند صد نفره دیگه در اطراف مصلی تهران رسیدیم و یکباره خودمون رو در میان چندین هزار تظاهرات کننده یافتیم.
شمعها رو روی لبه پنجره ها، باجه های تلفن و صندوق های کمیته امداد قرار دادیم و همراه تعدادی شمع بدست، شروع به راهپیمایی و شعار دادن کردیم:
"ندای ما نمرده این دولته که مرده"، "عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز، ایرانی با غیرت صاحب عزاست امروز"، "خامنه ای قاتله ولایتش باطله"،" ما بچه های جنگیم، بجنگ تا بحنگیم"،"مرگ بر دیکتاتور"،"نصر من الله و فتحن غریب مرگ بر این دولت مردم فریب" و "زندانی سیاسی آزاد باید گردد"
یاد ندا و همه شهدای جنبش سبز گرامی
کاوه شیرزاد
۳/۱۳/۱۳۹۱
خمینی یک دیکتاتور تمام عیار، بی سواد و بیمار
خمینی واقعا یک دیکتاتور تمام عیار، بی سواد و بیمار بود.
اگرچه در برهه انقلاب، شاید بیشتر انقلابیون، بالقوه توانایی تبدیل شدن به فردی مانند خمینی را داشتند، اما این موضوع هیچ توجیهی برای جنایتها و استبداد عریان خمینی درست نمی کند!
کافیست نگاهی به نقش نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی یا واتسلاو هاول در چک بیاندازید که در روزگاری که انقلاب در ان کشورها، پتانسیل تبدیل شدن به خونبارترین وقایع تاریخ رو داشت، چطور ماندلا و هاول مسیر تاریخ و انقلاب را به سمتی تغییر دادند که مردمانشان کامیاب پیروزی و موفقیت شدند.
جهل و عقب موندگی خمینی و برخی همراهان انقلاب رو در فیلم زیر بینید، این فیلم نشان دهنده نوع نگاهی است که جامعه ما به مسئله قدرت از دیر هنگام تا -شاید - همین امروز داشته و دارد.
لینکی که در قسمت کامنت ها گذاشته شده این موضوع را تا حدی تایید می کند.
۳/۱۱/۱۳۹۱
سرنوشت مصر و تجاربی که باید از آن آموخت

۳/۰۲/۱۳۹۱
به مناسبت دوم خرداد (پر از زیاده گویی بودیم و بی عملی! )
زمانیکه اصلاحات جریان داشت خام اندیشانه با این فکر همراه شدیم که اصلاحات بازیای است از طرف جمهوری اسلامی برای به تعویق انداختن، حمله آمریکا به ایران و به عقب بردن انقلابی علیه حکومت، اما امروز که آن دوران تمام شد، سخت به این باور رسیدهام که "هیچ فرایند دموکراتیکی به نفع هیچ دیکتاتوری تمام نخواهد شد."
عادت داشتیم همه تخم مرغهایمان را در سبد خاتمی، دولت یا حکومت بگذاریم و مدام نق بزنیم که ما گول این سیاه بازیها ( اصلاحات) را نمی خوریم! اما هیجده تیر که میشد هیچ گاه از ده هزار نفر بالا نزدیم تا اینکه روز به روز 18 تیرمان تحلیل رفت و جمهوری اسلامی آنرا قورت داد.
وقتی داریوش و پروانه فروهر رو کشتند میلیونها از هم فکران (آن دوران) من در خانه نشستند و بجای میلیونها انسان، چند هزار نفری زیر تابوت قربانیان قتلهای زنجیره ای رو گرفتیم تا آنها را به بهشت مخصوصمان بیاندازیم!!
کجای کارمان می لنگید!!
پر از زیاده گویی بودیم و بی عملی!
اینقدر افشاگری میکردیم که دیگه وقتی برای به میدان اومدن نداشتیم! بجای اینکه نهاد سازی کنیم، ان جی ا بزنیم و بریم تو بطن جامعه؛ نشستیم و با ذرهبین افتادیم دنبال خاتمی، که اگر خاتمی راست می گوید، چرا نمی ایستد؛ او که پشتش به بیست میلیون ایرانی ( رای) گرم است!
مگر موسوی و کروبی نایستادند! کجای کاریم ما، که اندک زمانی بعد کروبی و موسوی هم به فانتزی های زندگی ما تبدیل میشوند تا به دنبال بازیگران دیگری باشیم که چند صباحی دیگر مشغول باشیم!!
روزی تصور می کردیم هر چه خدا بخواهد همان میشود، برای همین مقصر همه چیز خدا بود، خودمان بی تقصیر بودیم. روز دیگر کار را کار انگلیسیها میدانستیم، خودمان باز هم تقصیری نداشتیم! امروز هم کار را کار خاتمی و دولتها میپنداریم تا خودمان را بیتقصیر جلوه دهیم!
۲/۲۸/۱۳۹۱
حمله آمریکا و دیگ آش ( نظر مادر بزرگ دوستم)
امروز با مادربزرگ یک دوست غیر سیاسی که خانه داره در مورد حمله احتمالی آمریکا به ایران صحبت می کردم:
می گفت اینقدر نگید آمریکا حمله کنه چی میشه!
اگه آمریکایی ها سر هر کوچه یک دیگ آش بزارند همه مردم می رن تو صف آش و اینقدر می زنن سر و کله همدیگه که اصلا یادشون میره بهشون حمله شده!
۲/۲۲/۱۳۹۱
پیرامون آهنگ شاهین نجفی و امام نقی
در ایران میلیونها انسان به امامان شیعه و از جمله امام نقی و ... اعتقاد دارند! همین موضوع لزوم نقد و به چالش کشیدن این باورها رو بیشتر می کنه.
اگر قرار بود باورهای رایج و فراگیر تغییر نکنند، امروز باید در جهان موهومات زندگی می کردیم!
به نظر من نه تنها گستردگی یک باور هیچ تقدسی برای اون نمی آره، بلکه لزوم برخورد با اون به وسیله انواع روشها از جمله طنز و نقدهای تند و صریح بیشتر می شه
۲/۱۷/۱۳۹۱
پیرامون انتخابات فردا در فرانسه ( ریاست جمهوری)
انتخابات فرانسه فردا ما بین سارکوزی و اولاند برگزار میشه درحالیکه وضعیت بدهی خارجی فرانسه بسیار وخیم است!
فرانسه با بیش از چهار هزار میلیارد دلار بدهی، چهارمین کشور بدهکار دنیا پس از آمریکا، انگلیس و آلمان است، سهم هر فرزندی که در فرانسه بدنیا می آد از این بدهی چهل هزار یورو در دوران جوانی است.
اکثر مهاجرین و پناهنده ها سیاستهای اولاند بخاطر دریافت کمک های دولتی یا سیاستهای نرمش در برابر مهاجرین را ترجیح می دهند.
اما به نظرم اولاند در بلند مدت نه تنها مشکلی را حل نخواهد کرد بلکه با ورشکسته کردن فرانسه به مانند یونان و ایرلند، سوسیال دموکراسی فرانسه رو با خطر بزرگی روبرو می کنه و باعث قطع کمک های دولتی یا کاهش بی سابقه آن می شود.
کمک های بیشتری که بخواهد بر اساس استقراض بیشتر دولت، فروش اعتبارات دولتی شکل بگیرد نه تنها دوامی نمی آورد بلکه فرانسه را به آستانه ورشکستگی می کشاند.
در این سوی دنیا اما سیاست های سارکوزی هم تفاوت خیلی زیادی با اولاند نمی کند چرا که ساختارهای اجتماعی و مدنی( خصوصا سندیکاها و چپها) در مقابل هرگونه تغییر مقاومت می کنند.
با این حال شاید سارکوزی بتواند در دور دوم ریاست جمهوریش مرحمی باشد بر زخمهای فرانسه
هر چند که نباید نقش موثر سارکوزی در ادامه انقلابهای عربی خصوصا سوریه را در مقابل سیاستهای منفعلانه اولاند و کلا چپها نادیده گرفت.
۲/۰۲/۱۳۹۱
سرایت پوپولیسم احمدی نژاد به قالیباف ( ویدیو)
خلبانی را فرض کنید که در هنگام فرود هواپیما از کابین خارج شده و در قسمت مسافرین، مانند یک مهماندار مشغول دلداری دادن به مسافرین است.
قالیباب که قرار است بحرانهای استان تهران را مدیریت کند. می خواهد وانمود کند که بخاطر احساس مسئولیت زیاد، خود آستین ها را بالا زده و مستقیما وارد عمل شده تا نه با مدیریت دهها هزار کارمند متخصص شهرداری، بلکه بصورت شخصی و با شدت عمل مشکلات را حل می کند. اما جرثتقیل واژگون می شود و همه نقشه ها نقش بر آب.
این قسمتی از پوپولیسمی است که در جمهوری اسلامی رایج شده، احمدی نژاد نیز در سفرهای استانی گویا قرار است، خود شخصا نامه های درخواست وام همه کسانیکه نیازمند وام هستند را خوانده و به تک تک آنها جواب مثبت دهد. احمدی نژاد بجای اینکه این چند میلیون کارمند را مدیریت کند خود در نقش کارمندی رده پایین، ظاهر شده که نامه ها را یکی پس از دیگری می خواند و با آنها موافقت می کند تا کارها سریعتر پیش رود.
۱/۱۹/۱۳۹۱
این عکس و چرایی عدم موفقیت اعتراضات ما

۱/۱۷/۱۳۹۱
چند نکته بحث برانگیز و آموزنده از وضعیت جدید برمه و پیروزی سوچی در انتخابات
ول؛ اینکه تغییرات یا اصلاحاتی که در برمه صورت گرفت تحت تاثیر تحریم های بین المللی بود که رژیم کودتایی را وادار به عقب نشینی کرد. یعنی تحریم در این کشور موثر بود. هر چند در کره شمالی تحریم های گسترده تر هیچ گشایشی را در فضای سیاسی و بهبود زندگی مردم بوجود نیاورد و در عراق دوران صدام نیز، تحریم ها باعث هیچ عقب نشینی از طرف صدام نشد و تنها با حمله نظامی و تصرف عراق پایان یافت
نتیجه اینکه تحریم ها به خودی خود نمی تونه همیشه خوب یا بد یا درست یا نادرست باشه! و بهتره از بحث های مطلق گرایانه در این مورد پرهیز کرد!
دوم؛ کودتاگران برمه ای تنها در یک نمونه بیش از سه هزار نفر که بصورت مسالمت آمیز در سال 2007 تجمع کرده بودند را کشت البته این تنها یک نمونه از رفتارهای کودتاگران برمه ای است؛ با این حال 5 سال بعد با حفظ اقتدار، آزادیهای محدود و حدااقلی به مخالفین برای شرکت در انتخابات داده شد تا هم موجب بهبود چهره بین المللی برمه شده و هم تحریم های بین المللی علیه برمه برداشته شود، با تمام این حرفها سوچی در انتخابات شرکت کرد و پیروز شد، البته این به معنی پیروز شدن مخالفین نیست، حداکثر قدرت همچنان در دست کودتاگران است.
نتیجه اینکه شاید اگر شرایط برمه برای ما ایرانیان بوجود می آمد و در پنج سال گذشته شاهد این نوع جنایتها بودیم، خانوم سوچی را به عنوان یک خائن قلمداد می کردیم که با رژیم معامله و همکاری کرده و در انتخابات شرکت کرده است. ولی در برمه و خیلی از کشورهای دنیا اینطور کارها خیانت به حساب نمی آید و واژه خیانت اینقدر به سادگی خرج نمی شود
به نظر شما چه فرقی در نگاه بسیاری از ما ایرانیان به سیاست و دیگر کشورهای دنیا مانند برمه وجود دارد؟
سوم؛ در برمه آیین بودایی که بر محور مصالحه و مدارا است نقش تعیین کننده ای در نحوه رفتار مردم و سیاسیون بازی می کند ؟ آیا آیین مذهبی و آموزه های سنتی ما نیز چنین نقشی را در معادلات سیاسی و اجتماعی بازی می کنند؟ نگاه سیاسی جامعه ما شامل مذهبی و غیز مذهبی ها چقدر برگرفته از فرهنگ مذهبی و سنتی غالب ما ایرانیهاست؟
آنچه که من به عنوان یک ناظر در این موارد، مشترک می بینم نگاه مطلق گرایانه ای است که ما در رویارویی با موارد مختلف از آن استفاده می کنیم؟ نگاهی که همه مسائل را به سیاه و سفید و شر و خیر تقسیم می کند و کمتر نگاهی میانه رو به مسائل سیاسی و اجتماعی دارد.
خواندن این گزارش- مقاله خالی از لطف نیست
http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/04/120403_l32_suu_kyi_elections.shtml
۱/۱۶/۱۳۹۱
پیرامون کمپین دوستی با مردم اسرائیل
تجربه من از زندگی میان مردم و لایه های مختلف اجتماع اینه که خیلی از مردم علاقه ای به دشمنی با اسراییل ندارند و علیرغم این همه تبلیغات، این دشمنی ها براشون معنی نداره!
منهی اینکه چه کسی یا چه گروهی سعی می کنه این تابوها رو بشکنه، بد نیست گروههای و شخصیتهای سیاسی کم کم از این رویه جمهوری اسلامی فاصله بگیرند!
برخی تصور می کنند داشتن ارزشها و نکات مشترکی با جمهوری اسلامی اونها رو نزد مردم منصف تر نشون میده یا جمهوری اسلامی رو در برخورد با اونها منعطف تر می کنه!
به نظرم بد نیست با کمی هزینه از این شعارها جمهوری اسلامی فاصله بگیریم و از آسمون و آرمان خواهی به زمین بیاییم و قابل فهم تر شیم!
لینک این کمپین
ما مردم در رفتار با افغانی ها دستکمی از حکومت نداریم
رفتاری که مردم ایران با افغانها می کنند، متاسفانه بسیار بدتر از رفتار جمهوری اسلامی با افغانهاست یا دست کمی از اون نداره!
اگر زورمون به جمهوری اسلامی نمی رسه بد نیست فعلا از خودمون شروع کنیم!
برای شروع باید یکم از دوز 2500 سال فرهنگ و تمدن مون کم کنیم و یه نگاهی به وضعیت سیاسی و اجتماعی کنونی جامعه امون بندازیم .
اینقدر هم از غرور ملی و حرفهای دهن پر کن برای باد کردن خودمون و دیگران استفاده نکنیم تا ببینیم کجاییم و چه باید کنیم!
۱۲/۱۶/۱۳۹۰
برای برادرم، حسین شیرزادیان که در عملیات فروغ جاویدان شهید شد.

۱۲/۱۵/۱۳۹۰
اینم شده وضعیت کاریکاتوری ما
چرا ماها که غیر قابل اعتماد بودن اصلاح طلبها و خائن بودنشون، خصوصا خاتمی و اونایی که امام امام می کنند، بهمون ثابت شده، همیشه در وضعیتی قرار داریم که جز نقد و بررسی عمکلرد "همین اصلاح طلبان" حرف و برنامه و حتی عملکردی در سطح کلان نداریم که به اون بپردازیم تا یکبار هم که شده خود ما بریم زیر تیغ نقد و اینقدر قضا و قدر ما به دست اصلاح طلبها نیافته که همیشه دقیقه نود بیایند و همه چیز را به نفع جمهوری اسلامی تمام کنند!!!
اینم شده وضعیت کاریکاتوری ما
مطمئن باشید تعداد مردمی که انتخابات رو تحریم کردند، اگر برای انتخابات بعدی ببینند که چه از طرف شورای هماهنگی و اصلاح طلبها و چه از طرف اپوزوسیون برنامه درست و حسابی برای غلبه بر مشکلاتشون نیست دوباره می رن پای صندوقهای رای و همین آش و همین کاسه و همین سرگرمی
۱۲/۱۰/۱۳۹۰
پیرامون سخنرانی مهندس موسوی ساعاتی قبل از اعلام نتایج انتخابات
دیدن سخنرانی کامل مهندس موسوی ساعاتی قبل از اعلام نتایج انتخابات، خالی از لطف نیست!
آیا این سخنرانی نشان می دهد موسوی از نتایجی که ساعاتی بعد اعلام خواهد شد، مطلع بوده و با اعلام موفقیت خود و مشروح سخنرانی خود می خواسته این پیام را به حاکمیت برساند که خواهد ایستاد و عواقب این ایستادگی دامن گیر آنها خواهد شد؟
با تجربه سابق مهدی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری قبل از آن، که از جابجایی آرا به نفع احمدی نژاد حکایت داشت اینبار موسوی نیز به میدان آمده بود تا در کنار هم روبروی این رویه بایستاند؟
اگر قرار به تفلب هایی اینچنین بوده، آیا جمهوری اسلامی برای گرمی بازار انتخابات، موسوی و کروبی را وارد این تئاتر همگانی کرده بود؟ آیا حاکمیت به چنین حضوری نیازمند بوده و در انتخابات پیشرو، از خیر آن گذشته؟
۱۱/۳۰/۱۳۹۰
۱۱/۲۹/۱۳۹۰
۱۱/۲۶/۱۳۹۰
گفتگویی خودمانی پیرامون امروز 25 بهمن
من امروز با چند نفر از دوستانم که به راهپیمایی رفته بودند صحبت کردم، قریب به اتفاق می گفتند تعداد راهپیمایی کنندگان زیاد و غیر قابل انتظار بود اما مجال بهم پیوستن نبود!
تجربه ای که من و بسیاری دیگر آنرا بارها پشت سر گذاشته ایم و با اینکه در یک تجمع زیاد بودیم ولی نادیده گرفته شدیم چون نتوانستیم بهم بپیوندیم!
در این مورد چند نکته به نظرم می رسه :
اول، متاسفانه ما تا در تظاهراتها گاز اشک آور زده نشه و تا درگیری نشه، تا کسی، کسی رو دنبال نکنه، عادت نداریم بگیم مردم حضور داشتند یا زیاد بودند یا موفق شدند.
مردم امروز بودند، حضورشون هم قابل توجه بوده، اما این اتفاقات مورد علاقه ما ( گاز اشک آور و . .. ) نیافتاده یا هنوز فیلم یا سندی بیرون نیامده، ولی این دلیل شکست خوردن اینطور مبارزات نیست!
دوم، با این همه نیروهای سرکوبگر بسیج، نیروی انتظامی و این جو اختناق و خفقان
کسانیکه حداقل حضور هزاران نفر رو نادیده می گیرند، به نظر من ظلم و بی انصافی می کنند به کسانی که در بدترین شرایط ( نا امیدی، از همه مهمتر آیه یاس خونی و غر غر کردن امثال ماها، که مدام تزریق می کنیم نمی شه، فایده نداره و ... ) اومدند و خودشون رو برای هر هزینه ای آماده کردند.
والا اگه دوتا از ماها در جنبش مردم سوریه بودیم و اینجوری تزریق ناامیدی می کردیم، الان صد بار اعتراضات مردم سوریه شکست خورده بود.
مطمئنم خیلی از مردم ، علیرغم اینکه می دونستند نمی تونند با این تجمع به آزادی و دموکراسی برسند ( بر خلاف انتظار برخی از ما!!!!!!)، ولی باز اومدند تا وظیفه شهروندی خودشون رو ادا کنند.
بد نیست یه خورده ما از این مردم، یاد بگیریم و اینطوری نباشه که تا یک حرکتی پیروزیش تضمین شده نباشه و صدرصد موفقیتش به چشم نیاد، ازش حمایت نکنیم !!
مبادا که فردا از اعتبار سیاسیمون کم بشه!!
سوم، فرض کنیم هیچ کسی نیومده و پیش بینی دوستانیکه می گفتند هیچ خبری نمی شه و ایراد می گرفتند که چنین و چنان، درست از آب در اومده!
به نظر شما وقتش نیست رو کنید که برنامه اتون بعد از این پیش بینی تاریخی، چیه؟
اینکه بالا سر هر حرکت و تلاشی بایستیم و فقط نقاط ضعفش رو بگیم و تیکه بندازیم و. . . که کاری از پیش نمی ره
یادمون نره ما صد ساله برای آزادی و دموکراسی تلاش می کنیم و هنوز هم به اون نرسیدیم، در این صد سال هم، پیش بینی همه کسانیکه در هر مقطعی می گفتند نمی شه و فایده نداره همیشه درست از آب در اومده!!!
به نظرتون بهتر نیست جزو این دست پیشگوها نباشیم
چهارم، من خودم مثل شما پیشتاز انتقاد به اصلاح طلبها، شورای راه سبز امید و . .. ( نداشتن برنامه منسجم و فلج کننده، رفتارهای باندی، عدام موضع گیری مناسب به دهه اول انقلاب و خمینی و . . .) هستم!
البته دهها بار همین نقد ها و انتقادها، بر انتقاد کنندگان، بر خود ما و بر همه اپوزوسیون وارد است.
دوستانیکه به انتقاد و تخریب اصلاح طلبها مشغولند، برنامه شون چیه؟ چی کار می خوان کنند؟
واقعیت اینکه اپوزوسیون جز شهرام همایون تا بحال در داخل ایران هیچ چالش عمده و قابل توجهی علیه جمهوری اسلامی انجام نداده. به نظر شما به غیر از این سی و چند سال باید باز هم منتظر بود تا شاید نیروهایی غیر از اصلاح طلبها ( یعنی اپوزوسیون) بتونند بسیج بشوند و کاری کنند؟
به نظر شما باید ایستاد تا یک کنگره ملی شکل بگیره، و یک کار بی نقص و ایده الی بوجود بیاید که قابلیت پرستش داشته باشه، بعد حرکت کرد و همه بریم پشتش!!
به نظر من هیچ گاه نه رهبری ایده ال پیدا خواهد شد نه گروه و سازمانی دلخواه، البته همین بهتر که هیچ وقت پیدا نشه که امکان خمینی سازی مجدد پیش بیاد.
اگرچه حامیان این تجمع صرفا از طرفداران اصلاح طلب نبودند و جای بحث زیادی در این مورد هست!!
در آخر اینکه فراموش نکنیم چه بخواهیم و چه نخواهیم اصلاح طلبها امروز عمده ترین نیرویی هستند که علیرغم همه نقدها، توانایی ایستادگی در برابر جمهوری اسلامی رو دارند! چرا این توان و پتانسیل رو باید از خودمون سلب کنیم!!!!
کاوه شیرزاد
۱۱/۲۳/۱۳۹۰
۱۱/۲۰/۱۳۹۰
فیلم -مستند " انتخابات، فرصتی علیه دیکتاتوری "
چگونه می توان انتخابات را به فرصتی علیه دیکتاتوری تبدیل کرد یا آنها را وادار به عقب نشینی یا ترک قدرت کرد. این موضوعی است که در این فیلم - مستند آموزشی به آن پرداخته می شود.
در این مستند تجربیات کشورهای موفقی که توانسته اند در برهه انتخابات، دیکتاتورها را وادار به تسلیم کنند، مورد بررسی قرار گرفته و به کنشها و فعالیتهای مدنی ای که می تواند به پیروزی تحول خواهان یاری رساند، پرداخته می شود.
این فیلم مستند را ببینید
۱۱/۱۹/۱۳۹۰
خمینی از کجا پیداش شد!!! چی شد که انقلاب شد!!!
با این مصاحبه بهتر می تونید درک کنید خمینی از کجا پیداش شد!!! چی شد که انقلاب شد!!! چی شد که شاه سقوط کرد و این شد وضعیت ما!!!!
بخشی از مصاحبه اوریانا فالاچی با محمد رضا پهلوی
۱۱/۰۸/۱۳۹۰
۱۰/۲۸/۱۳۹۰
برهنگی گشیفته فراهانی و تصورات من
برخوردهای متفاوت، با تصاویر گلشیفته فراهانی، علیا ماجده دختر مصری و چند ایرانی ای که در حمایت از علیا ماجده تصاویر لخت خودشون رو برروی اینترنت قرار دادند، خیلی برام جالبه!
این موارد به ذهنم می رسه !
نقش زیبایی در تابو شکنی!
بازخوانی چندین باره تعریف حق، درجه آزادی و حدود و ثغور آن! ( به هزاران روایت )
جدال با برخی از تعصبات و آن لاین کردن نتیجه آن!
آزاد سازی قسمتی از تعصبات! ( به نفع گلشیفته فراهانی)
انسانها تابو را می شکنند یا تابوها انسان را!
گلشیفته سردار ملی در مبارزه با اسلام متعصب! ( نحوه اسطوره سازی )

۱۰/۲۷/۱۳۹۰
تحقیر ملتهای دیگر و دعوت به جشن افغانیها

۱۰/۲۲/۱۳۹۰
دخترانی که تابوهای مرسوم را زیر پا می گذارند اما مورد استقبال قرار می گیرند!!
متروی تهران
عرصه فعالیت دخترانی که تابوهای مرسوم را زیر پا می گذارند اما مورد استقبال قرار می گیرند!!
۱۰/۲۱/۱۳۹۰
در مورد راهپیمایی روز 25 خرداد و سخنرانی میر حسین موسوی
یادآور روزهایی پر از نشاط و امید
هر چند همیشه برایم ابهام داشت که چرا ملت هیجان زده، اجازه ادامه سخنرانی را به موسوی ندادند و احساسات خودشون رو کنترل نکردند!
راستش بعضی موقعها افسوس می خورم از این رفتارها
فکر کنم مردم می خواستند برای هر کلمه موسوی نظر بدن، حتی کلماتی که هنوز نگفته بود و باید می گفت!!
امیدوارم انتخابات پیشرو، مردم بجای انفعال یکبار دیگه برای آزادی و دموکراسی تلاش کنند و ایندفعه نتیجه ای مناسب بگیرند.
۱۰/۱۲/۱۳۹۰
تئاتر ملی در کره شمالی پس از مرگ رهبر آن
روزی یک بازیگران حرفه ای تئاتر ایتالیا به اصفهان می رود، در حال گشتن در بازار فرش فروشها، فردی نوحه خوان که افرادی حول او حلقه زده و همگی گریه و شیون می کنند توجهش را جلب می کند
موضوع برایش جالب می شود و برای اینکه حال روز آنها را بفهمد کنار آنها می نشیند و سرش را پایین می اندازد و می کوشد مانند آنها گریه کند
اما هر چه می کوشد موفق نمی شود
در این هنگام یکی از بازاریان که کنار او نشسته بود، بدون اینکه بلند شود به او نزدیک می شود و گریه کنان می پرسد شما خارجی هستید؟ اومدید اینجا فرش بخرید و سوالهایش را یکی پس از دیگری ادامه می دهد
نراقی در کتاب جامعه شناسی خودمانی از قول این مرد می نویسد:
ایرانیان بازیگران قابلی هستند و بازی کردن در خونشان است ، من با آنکه بارها در صحنه های مختلف گریه کرده بودم نمی دانم چرا آنروز نتوانستم گریه کنم!!!
دیدن صحنه های گریه اهالی کره شمالی مرا به یاد این کتاب انداخت
انگار همه مردم کره شمالی در تئاتری ملی شرکت کرده و مشغول به ایفای نقش هستند
موضوع برایش جالب می شود و برای اینکه حال روز آنها را بفهمد کنار آنها می نشیند و سرش را پایین می اندازد و می کوشد مانند آنها گریه کند
اما هر چه می کوشد موفق نمی شود
در این هنگام یکی از بازاریان که کنار او نشسته بود، بدون اینکه بلند شود به او نزدیک می شود و گریه کنان می پرسد شما خارجی هستید؟ اومدید اینجا فرش بخرید و سوالهایش را یکی پس از دیگری ادامه می دهد
نراقی در کتاب جامعه شناسی خودمانی از قول این مرد می نویسد:
ایرانیان بازیگران قابلی هستند و بازی کردن در خونشان است ، من با آنکه بارها در صحنه های مختلف گریه کرده بودم نمی دانم چرا آنروز نتوانستم گریه کنم!!!
دیدن صحنه های گریه اهالی کره شمالی مرا به یاد این کتاب انداخت
انگار همه مردم کره شمالی در تئاتری ملی شرکت کرده و مشغول به ایفای نقش هستند
اشتراک در:
پستها (Atom)